نمیدونم شاید حافظهام خوب یاری نمیکنه، اما به هر حال زمستونی به این اندازه پر بارش رو به یاد ندارم !
البته هنوز زمستان ۸۳ رو از یاد نبردهام. اما امسال واقعاً زمستون زمستونی کرده! روزهای برفی زیادی داشتیم، و برف هم همیشه زیبا بوده، بدون اینکه اذیت کرده باشه.
فقط کاش بچه بودیم تا از این روزهای برفی لذت بیشتری میبردیم…
این مطلب دربارهی فیسبوک رو از آذر ماه روش کار کردهام و سعی کردم تا تمام جوانب رو توش در نظر بگیرم :) http://t.co/HzI4QN7k5 hours ago
بجای پست ضایع قبلی که بصورت تصادفی قبلاً در وبلاگ نیما اکبرپور منتشر شده بود، یه پست دیگه در بلاگنوشت منتشر کردم. http://t.co/HzI4QN7k5 hours ago
خب چون پستهامون کاملاً شبیه بود و پست نیما زودتر منتشر شده بود، من پست بلاگنوشت رو برداشتم! 6 hours ago
ای بابا! پست مهمانی که آرمین برای انتشار در بلاگنوشت برام ایمیل کرده بود رو قبلاً نیما اکبرپور در عصیان منتشر کرده ! عجب وضع ضایعی شده O_o 6 hours ago
تصور کنید! ایمیلهایی که از فرستندههای آشنا میگیریم، ممکنه که از یک غریبه بوده باشند!! واقعاً وحشتناکه O_o http://t.co/4dVhFLkC7 hours ago