برچسب مطالب ‘ادبیات’

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد


نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد، نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت، ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد، گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش، و او یکریز و پی در پی دم خویش را بر گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را [...]

گفت و گو آئین درویشی نیست


ما ز یاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم تا درخت دوست بر کی دهد حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم گفت و گو آئین درویشی نبود ورنه با تو ماجراها داشتیم

سفر


دوباره در سفرم، میخواهم نگاه کنم… به تمام دشت هایی که ندیدم. هیوا مسیح

برای دوست داشتن


برای دوست داشتن دو قلب لازم است قلبی که دوست بدارد قلبی که دوستش بدارند قلبی که هدیه کند قلبی که بپیذیرد قلبی برای من قلبی برای انسانی که من می خواهم تا آن را کنار خویش حس کنم احمد شاملو

بمناسبت تولد سهراب


خانه دوست کجاست ؟ در فلق بود که پرسید سوار آسمان مکثی کرد رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شنها بخشید و به اگشت نشان داد سپیداری و گفت نرسید به درخت کوچه باغی است که از خواب خدا سبز تر است و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است [...]

عضو خوراک مطالب شوید