بایگانی ‘ادبیات’

رئیس


“رئیس” مسعود کیمیایی، از اون فیلمهاست که بارها باید دیده بشه تا منظور اصلی اش دستت بیاد. داستان کلی “رئیس” هجرت پدر و پسری است مظلوم از زباله دانی به زیباییِ زندگی، در کنار همسرانی که آرامششان هستند، و البته زیر سایه رئیسی که نوکری را با سوار شدن بر پشت جوانان به ریاست رسانیده. [...]

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد


نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد، نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت، ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد، گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش، و او یکریز و پی در پی دم خویش را بر گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را [...]

گفت و گو آئین درویشی نیست


ما ز یاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم تا درخت دوست بر کی دهد حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم گفت و گو آئین درویشی نبود ورنه با تو ماجراها داشتیم

سفر


دوباره در سفرم، میخواهم نگاه کنم… به تمام دشت هایی که ندیدم. هیوا مسیح

برای دوست داشتن


برای دوست داشتن دو قلب لازم است قلبی که دوست بدارد قلبی که دوستش بدارند قلبی که هدیه کند قلبی که بپیذیرد قلبی برای من قلبی برای انسانی که من می خواهم تا آن را کنار خویش حس کنم احمد شاملو

عضو خوراک مطالب شوید